مدیریت خود – اول

//مدیریت خود – اول

اگر تا کنون هیچ مطالعه ای در زمینه مدیریت خود نداشته اید،

این مقالات مدیریت از هاروارد را از دست ندهید.

خلاصه 10 مقاله‌ای که می‌خوانید مجموعه‌ای کاربردی است که رهبر و مدیران بلند پرواز باید کاملاً با آنها آشنایی داشته باشد:

رهبری، راهبرد، نوآوری، تغییر، مدیریت افراد و این بار خود فرد.

مقالات پیش رو با عنوان ” مدیریت خود ” مطرح می‌شوند و توسط اساتید سرشناس این حوزه به رشته تحریر درآمده است.

مقالاتی در باب مدیریت زمان، انعطاف پذیری، مدیریت انرژی، رهبری و … که وجه مشترک همه آنها تأکید و تمرکز بر حوزه مدیریت فردی است.

مقاله اول : مدیریت فردی « پیتر داکر »

موفق‌ترین مدیران تاریخ همیشه خود را مدیریت می‌کرده‌اند.

بیشتر ما، حتی کسانی که استعدادهای معمولی داریم، باید بیاموزیم که چگونه خود را مدیریت کرده و پرورش دهیم.

در طول 50 سال زندگی کاریمان محتاط و در حال آماده باش باشیم،

به این معنا که مدیران بدانند چه موقع و چگونه باید کارهایشان را تغییر دهند و مدیریت کنند.

نقاط قوت من چیست؟

اغلب افراد در شناخت نقاط قوت و ضعف خود دچار اشتباه می‌شوند در گذشته این موضوع اهمیت چندانی نداشته

اما امروزه که افراد قدرت انتخاب دارند باید نقاط قوتشان را بشناسند تا بدانند که به کجا تعلق دارند.

تنها راه برای شناخت نقاط قوت تحلیل بازخوردی است.

یعنی وقتی تصمیمی اساسی می‌گیرید، یادداشت کنید که انتظار دارید در 9 یا 12 ماه آینده در کدام مرحله قرار داشته باشید

و نتایج واقعی را با نتایج نوشته شده در روز اول مقایسه کنید.

تحلیل بازخورد به هیچ وجه موضوع جدیدی نیست، در حقیقت عادت مستمر بر عملکرد و نتایج است.

اگر به طور مستمر از این روش ساده استفاده کنید (شاید تا سه سال)، متوجه خواهید شد که نقاط قوت شما چیست.

این روش نشان می‌دهد که در حال چه کاری هستید و در چه کاری شکست خواهید خورد.

در کجا برتری دارید و در کجا برتری کامل ندارید.

و همچنین نشان می‌دهد که در چه جایگاهی هیچ قدرتی ندارید و نمی‌توانید عملکرد مناسبی داشته باشید و در کجا بهترین عملکرد را دارید.

در درجه اول بر نقاط قوتتان تمرکز کنید و خود را در موقعیتی قرار دهید که این نقاط قوت نتایج مطلوب را حاصل کند و در درجه دوم نقاط قوت خود را بهبود بخشید.

در این راه پاسخ دادن به سوالات زیر میتواند راه گشا باشد:

  • مهارت‌های مدیران در چه زمینه هایی نیاز به بهبود دارند؟

  • مدیران به چه مهارت‌های جدیدی نیاز دارند؟ تلاش کنید که این دو راه را با همپوشانی کامل بهبود دهید.

  • سعی کنید بدانید که در کجا تکبر فکریتان به جهل ناتوان کننده‌ای منجر می‌شود و بر آن فایق شوید.

    (به عنوان مثال : مدیران منابع انسانی به خود می‌بالد که حتی در محاسبات اولیه ریاضی ناتوان هستند)

یکی دیگر از نکات مهم برای مدیران، درمان عادات بد است. عادات بد مانع عملکرد خوب و کارایی در نقاط قوت شما خواهد بود.

(مثال: یک نفر که عادت به بی تفاوتی در رفتار اجتماعی دارد نمی‌تواند از مهارت‌هایش در یک سازمان به بهترین نحو استفاده کند).

تحلیل بازخورد به ما نشان می‌دهد که در چه زمینه ای استعداد و مهارتی نداریم.

در این موارد نباید شغل یا مسئولیتی را بپذیریم و باید از تلف کردن وقت در مواردی که سررشته نداریم، بپرهیزیم.

دانستن این نکته ضروری است که حرکت از بی کفایتی تا عملکرد متوسط،

نسبت به زمانی که از عملکرد درجه یک به درجه ممتاز می‌رسیم، انرژی بیشتری می‌طلبد.

چگونه کار می‌کنم؟

بسیاری از مردم کارها را به گونه‌ای انجام می‌دهند که مناسب نیست.

همین موضوع باعث عملکرد نامناسب می‌شود. باید بدانید در چه حالتی نتایج بهتری می‌گیرید.

(مثلاً بصورت گروهی یا فردی، در شرایط اضطراری یا در آرامش، در جایگاه تصمیم گیری یا در جایگاه مشورت دادن).

آیا من خواننده هستم یا شنونده؟

برای مثال بعضی از افراد با خواندن مطالب و بعضی با شنیدن آن برای سخنرانی آماده می‌شوند.

رئیس جمهورها عده‌ای مشاور دارند که به آنها برای سخنرانی متن نوشته شده می‌دهند

و عده‌ای نیز مشاوران خوبی دارند که با آنها صحبت می‌کنند تا برای سخن‌رانی آماده شوند،

اگر این موارد اشتباه استفاده شوند با شکست مواجه خواهیم شد.

چگونه یاد می‌گیرم؟

دومین مسأله در مورد یادگیری این است که یک نفر چگونه یاد می‌گیرد.

مثلاً نویسندگان با شنیدن و خواندن یاد نمی‌گیرند، بلکه با نوشتن یاد می‌گیرند.

بعضی از افراد با یادداشت برداری فراوان مسئله‌ای را می‌آموزند.

برخی دیگر باید موضوع را با صدای بلند برای خود توضیح دهند و بعضی از طریق صحبت کردن با دیگران قدرت یادگیری بالایی دارند.

در نهایت باید از خود بپرسید چگونه کارا تر عمل می‌کنم؟
با دیگران یا بصورت انفرادی؟
اگر با دیگران خوب هستید، باید بپرسید چه نوع رابطه‌ای؟
در نقش تصمیم گیرنده خوب عمل می‌کنم یا مشاور؟

اگر مشاور خوبی هستید سعی نکنید به جایگاه اول، یعنی تصمیم گیرنده، خود را ارتقاء دهید زیرا ممکن است شکست بخورید.

ارزش‌های من چه هستند؟

ارزش را با اخلاقیات اشتباه نگیرید. اخلاقیات برای همه یکسان است و فقط بخشی از نظام ارزش است.

سازمان و مدیران نیز مانند افراد ارزش‌هایی دارد و برای اثربخشی باید ارزش‌های سازمانی با ارزش‌های فرد سازگار باشد.

به کجا تعلق دارم؟

تعداد کمی از افراد از ابتدا می‌دانند که به کجا تعلق دارند.

زمانی افراد قادرند جایگاه خود را بیابند که به سه پرسش بالا پاسخ دهند:

نقاط قوت من چیست؟
چگونه عمل می‌کنم؟
ارزش‌های من کدام‌اند؟

در چه کاری باید همکاری کنم؟

کاری که به آنها تحمیل شده یا کاری که در آن از خود مدیران سوال می‌کنند که سهم من در این کار چیست؟

و لازم است پاسخی برای این سؤالات بیابند:

این موقعیت به چه چیزی احتیاج دارد؟
با توجه به توانمندی‌ها و روش عملکرد و ارزش‌هایم چگونه می‌توانم بیشترین سهم را در این کار داشته باشم؟
و در نهایت چه نتایجی باید به دست آید تا تغییر ایجاد شود؟

مسئولیت روابط

فقط تعداد کمی از افراد وقتی تنها کار می‌کنند به نتیجه می‌رسند. اکثر افراد زمانی اثربخش هستند که با دیگران کار می‌کنند.

برای بهبود در نتایج کاری باید با کسی که در حال همکاری هستیم روابط بهتری ایجاد کنیم و در مورد نقاط قوت یکدیگر و ارزش های کاری باهم صحبت کنیم.

یقین داشته باشید آنها به شما خواهند گفت که چرا زودتر این مسئله را با آنها مطرح نکرده اید؟

اساس سازمان‌ها دیگر زور نیست بلکه اعتماد است. اعتماد به این معنا که دو طرف یکدیگر را می‌فهمند.

نیمه دوم زندگی شما

پس از چندین سال فعالیت در یک شغل مثلاً از 25 تا 40 سالگی دیگر کاملاً بر آن کار مسلط خواهید بود و چیز جدیدی یاد نمی‌گیرید،

پس ممکن است از آن ناراضی باشید. با این حال احتمالاً 20 سال دیگر نیز آن کار را ادامه خواهید داد.

به همین دلیل مدیران احتمال شروع شغل دوم را افزایش می‌دهد.

در حال حاضر چند روش برای توسعه شغل دوم وجود دارد:

اولین روش در واقع آغاز آن است و معمولاً از حرکت از یک سازمان به سازمان دیگر عملی می‌شود.

دومین راه آمادگی برای نیمه دوم زندگی، آغاز کاری موازی است.

برای مدیریت بهتر نیمه دوم زندگی بهتر است قبل از فرارسیدن آن دست به کار شوید.

اگر کسی قبل از 40 سالگی آماده برای کار دوم نباشد بعد از 60 سالگی هم تمایلی به این کار نخواهد داشت.

ممکن است حتی بعد از 20 سال کار کردن در شغل اول شکست بخورید، پس داشتن گزینه‌های مختلف حیاتی خواهد بود.

هر فردی نیاز دارد در یک حوزه‌ نقشی ایفا کند،

تفاوتی ایجاد کند و برای خودش کسی باشد و این به معنی پیدا کردن حوزه دوم است که فرصتی برای رهبری و مدیران محترم شدن و موفقیت است.

در حال حاضر لزوم مدیریت خویشتن ایجاد انقلابی در امور انسان‌ها توسط مدیران است.

مدیریت خود (نوشته شده از ده مقاله مدیریت هاروارد) قسمت اول

ترجمه توسط مدیران پروژه فراهمراهان

نوشته‌های تازه

برای دریافت مشاوره لطفا ثبت نام کنید.

Summary
مديريت خود - اول
Article Name
مديريت خود - اول
Description
مدیریت فردی اغلب افراد در شناخت نقاط قوت و ضعف خود دچار اشتباه می‌شوند در گذشته این موضوع اهمیت چندانی نداشته اما امروزه که افراد قدرت انتخاب دارند باید نقاط قوتشان را بشناسند تا بدانند که به کجا تعلق دارند.
Author
Publisher Name
موسسه فراهمراهان
Publisher Logo
2018-09-09T15:58:47+03:30