انواع قراردادهای پیمانکاری

//انواع قراردادهای پیمانکاری

آموزشگاه مدیریت و کنترل پروژه فراهمراهان

انواع قراردادهای پیمانکاری

قراردادهای پیمانکاری انواع مختلفی دارد که در ادامه به آن می پردازیم

قراردادهای پیمانکاری براساس فهرست بها

در این روش مبلغ تعیین شده در قرارداد جمع کل مبالغی خواهد بود

که به صورت منفرد تجزیه و تحلیل شده و یا به صورت مقطوع در فهرست بها منظور گردیده است.

به همین منظور ضروری است توضیح مختصری در مورد فهرست بها داده شود :

فهرست بها با توجه به نوع کاری که انجام می شود تهیه می گردد .

در ایران این فهرست بها به وسیله سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تهیه و تدوین گردیده

و مأخذ محاسبه صورت کارکردهای موقت و قطعی کارهای انجام شده طبق نقشه و مشخصات و مفاد موافقتنامه مربوطه می باشد .

فهرست بها برای انجام کارهای مختلف ساختمانی و تأسیساتی و راهسازی و غیره تهیه و بطور معمول

هر ساله ضرایبی با توجه به نرخ تورم در مورد آن منظور و اعلام می‌گردد .

قیمت واحد مندرج در فهرست بها متوسط قیمت تمام شده در هر کار می باشد و شامل کلیه عملیات لازم

از قبیل تهیه و حمل مصالح به کارگاه (به جز موارد استثنائی که تهیه آن به عهده کارفرماست)

ابزار کار، ماشین آلات، نیروی انسانی، ساخت، اتلاف مصالح، سوخت، تعمیر و استهلاک ماشین آلات و

نصب و آزمایش و راه اندازی دستگاهها و غیره جهت اتمام کامل هر کار می باشد .

بنابراین عنوان و رئوس مطالب کلی عملیات که در فهرست بها بطور مختصر نوشته شده شامل

کلیه موارد ذکر شده بالا می باشد .

چنانچه پیمانکاری که بر اساس فهرست بها قرارداد منعقد می نماید

بعداً نسبت به شرح قیمتهای مشخص شده در فهرست بها و یا صحت آن ادعائی داشته

و یا اظهار بی اطلاعی و درخواست هرگونه اقدامی برای تغییر قیمت و یا شرح قیمت نماید برای کارفرما قابل قبول نخواهد بود .

در صورتیکه شرح قیمتها برای هر یک از طرفین قرارداد روشن نباشد، در این خصوص موضوع

از سازمان مدیریت برنامه‌ریزی استعلام و نظر آن سازمان در مورد شرح قیمت ملاک عمل قرار می گیرد .

در قرارداد بر اساس فهرست بها ابتدا مشخصات و جزئیات کار با توجه به نقشه های اجرائی تعیین گردیده

و پس از توضیحات لازم در این زمینه که با توجه به مشخصات فنی آن بوسیله مهندسین مشاور تهیه می‌گردد ،

مقادیر دقیق کار تعیین می شود ( تقریبی ). سپس فهرست مقادیر و بهای واحد عملیات مربوطه با توجه به

مشخصات فنی آن در فصلهای جداگانه ای تهیه شده و در پایان برآورد هزینه طرح با توجه به ضرایب مربوطه ،

از قبیل هزینه تجهیز و برچیدن کارگاه، هزینه صعوبت انجام کار در ارتفاع، هزینه انجام کار در طبقات،

هزینه بیمه کارگاه و غیره مشخص و تخفیف ( مینوس ) یا اضافه پیشنهادی ( پلوس ) پیمانکار نیز از رقم فوق کسر

و یا به آن اضافه میگردد مبلغی که به این طریق مشخص میگردد مبلغ کل قرارداد خواهد بود .

بعضی از مزایای این روش قرارداد بستن بر سایر روشها را می توان بطور خلاصه بشرح زیر بیان نمود :

مبلغ پرداخت شده توسط کارفرما همواره دقیقأ بابت حجم کاری خواهد بود که انجام می گیرد.

در صورتی که جزئیات نقش ههای اجرائی کامل و دقیق تهیه شده باشد مبلغی که توسط کارفرما

برای اجرای کار پرداخت میگردد معادل مبلغی خواهد بود که در قرارداد پیش بینی گردیده است.

در این روش این امکان وجود دارد که در ضمن انجام کار در صورت لزوم تغییراتی داده شود و

در این زمین همواره یک مبنای معین جهت پرداخت بین کارفرما و پیمانکار وجود خواهد داشت.

کلیه قراردادهای پیمانکاری براساس یک موافقتنامه انجام میشود و در نتیجه می توان از این موضوع برای مقایسه کارها استفاده نمود .

فهرست بها این امکان را برای پیمانکار به وجود م یآورد تا بتواند پیشداوری لازم را نسبت به

کارهایی که باید انجام بدهد داشته باشد.

با توجه به مزایای فوق می توان گفت قرارداد براساس فهرست بها از جمله قراردادهای پیمانکاری با قیمت ثابت میباشد و

در واقع قیمت کار قبل از شروع آن مشخص میگردد. این روش در حال حاضر از معمولترین روشها  می‌باشد و

در اکثر موارد برای کارفرما، مشاور و پیمانکار بهترین روش تشخیص داده شده است.

قرارداد به صورت پیمان مدیریت

در این حالت هیچ محدودیتی از نظر مبلغ کار وجود ندارد و پیمانکار با گرفتن درصد معینی

(که با توافق کارفرما تعیین می شود) از کلیه مخارجی که انجام می‌دهد

(از قبیل خریدها، پرداختهای کارگری، ماشین آلات ، حقوق پرسنل و غیره) آن کار را انجام می‌دهد.

این روش با توجه به مشکلاتی که در زیر توضیح داده میشود کاربرد چندانی ندارد:

نظر به اینکه مخارج انجام کار با سود پیمانکار نسبت مستقیم خواهد داشت و هرچه مخارج انجام کار

بیشتر باشد سود پیمانکار نیز اضافه خواهد شد، لذا این روش بطور معمول مورد توجه کارفرما

و مقرون به صرفه نخواهد بود.

در این روش از آنجا که کنترلهای زیادی همواره بایستی بر روی فاکتورها و صورتحسابها

به وسیله مشاور انجام شود، لذا انجام کار با این روش مورد علاقه مشاور نیز نمی تواند باشد.

پیمانکار نیز این روش را به علت در تنگنا قرار گرفتن و نداشتن آزادی عمل در مورد خرید یا انجام کار نمی‌پسندد،

چرا که بایستی دائمأ به وسیله مشاور و کارفرما کنترل گردد و آنها را در جریان امر قرار دهد.

با توجه به مواردی که ذکر شد کاغذ بازی و سوء ظن در این روش زیاد می باشد و از این روش تنها

در مواردی می توان استفاده نمود که فرصت کافی برای تهیه مشخصات و جزئیات اجرائی نقشه ها

در شروع قرارداد و تهیه و تدوین فهرست مقادیر و بهای واحد عملیات وجود نداشته باشد.

روش دیگری نیز در قرارداد به صورت پیمان مدیریت وجود دارد

که آن را قرارداد امانی با پرداخت ثابت به پیمانکار می‌نامند.

در این روش کلیه مخارج پیمانکار عینأ پرداخت میگردد و فقط مبلغی که بعنوان سود و مخارج بالاسری پیمانکار

تعیین می‌گردد به صورت مبلغ ثابتی خواهد بود و این مبلغ را می توان از طریق برگزاری مناقصه

بین چند پیمانکار، و یا تبادل نظر و توافق بین پیمانکار و کارفرما مشخص نمود .

می توان ضمن ثابت نگه داشتن مبلغ سود و سایر مخارج بالاسری برای پیمانکار در صورت مشخص بودن کل هزینه انجام کار ،

درصدی از صرفه جوئی در قیمت تمام شده را نیز پس از اتمام کار به عنوان پاداش پیمانکار منظور نمود .

(البته بدون آنکه از حجم عملیات کاسته ویا در مشخصات آن تغییری داده شود)

این موضوع می تواند ضمن ایجاد انگیزه، در کم کردن هزینه و زمان برای پیمانکاران مختلف ایجاد رقابت نماید

و از این طریق کار به اقتصادی ترین و بهترین وجه انجام پذیرد. این روش در مورد کارهای دقیق و بخصوص

کارهای پیچیده و مشکل مهندسی بهترین روش خواهد بود .

(البته درصورتی که در انتخاب پیمانکار دقت کافی بعمل آمده و در مورد قدرت اجرائی و عوامل پیمانکار

در مورد اجرای کار اطمینان کافی وجود داشته باشد) .

ضمناً در این شیوه قرارداد، آزادی عمل زیادی در اجرای کارهای جدید و سایر موارد وجود دارد .

روش کارهای پیمان مدیریت با پرداخت ثابت را که در آن جریمه و یا پاداش برای پیمانکار ،

در صورت بیشتر یا کمتر شدن مبلغ هزینه انجام کار در نظر گرفته می شود

روش ” قرارداد مدیریت شرطی ” می نامند. به عنوان مثال کارفرمائی با پیمانکار قرارداد مدیریت شرطی

منعقد میکند که اگر پروژ های را با مبلغ پنجاه میلیون ریال به اتمام رساند، بابت سود و هزینه های بالاسری

پانزده درصد به او پرداخت نماید و در صورتی که کار با بیش از این مبلغ تمام شود جریمه ای از پیمانکار

کسر شود و چنانچه کمتر از مبلغ پیش بینی شده تمام شود به هر ده میلیون ریال کاهش هزینه دو درصد

به مبلغ سود و هزینه های بالاسری اضافه گردد .

ممکن است قرار گذاشته شود که کار در مدتی معین مثلا شش ماه به اتمام رسانده شود و

به ازاء هر یک ماه اضافه یا کاهش، درصدی بعنوان پاداش یا جریمه به مبلغ اصلی (سود و هزینه های بالاسری)

اضافه یا کسر گردد.

این روش قرارداد مدیریت شرطی، برای حصول نتیجه مطلوب، از نظر اقتصادی روش مناسبی می‌باشد

ولی در اکثر موارد در عمل درست اجرا نمی‌شود و نتیجه مطلوب و مورد انتظار از آن بدست نمی‌آید.

انجام کارهای ساختمانی توسط کارفرما ( امانی )

در صورتی که کارفرما دارای افراد و پرسنل متخصص کافی و ماشین آلات مورد نیاز باشد

می تواند با استخدام کارگر انجام کار را رأسا به عهده بگیرد .

در اکثر کارهایی که دارای ابعاد گسترده‌ای نیستند اجرای کار با این شیوه امکان پذیر است ،

همچنین این روش بیشتر در کارهای بهسازی و نگهداری و نیز توسط ادارات محلی اجرایی از قبیل اداره راه ،

مسکن و شهرسازی و شهرداریها انجام می پذیرد .

بطور معمول دفاتر مهندسی این قبیل ادارات دارای تعدادی متخصص و ماشین آلات و کارمند و

کارگر دائمی باشند که در صورت نیاز می توان از این افراد و ماشین‌آلات جهت اجرای پروژه های

کوچک استفاده نمود. در بعضی موارد امکان دارد که از کارگران موقت و یا ماشین آلات کرایه ای

برای تامین نیروی کار در اجرای کارهای مقطعی و خاص بهره گرفت .

در صورتی که میزان کار طوری باشد که کلیه کارگران بطور تمام وقت مشغول بکار باشند ،

انجام کار بطور مستقیم توسط کارفرما دارای نتایج خوبی خواهد بود

و این امر به کارفرما برای داشتن یک گروه با تجربه جهت انجام کارهای

مورد نیاز از جمله کارهای تعمیراتی کمک مؤثری می‌نماید.

اما در اجرای کارهای بزرگ ساختمانی که نیاز به مهندسین و کارگران و ماشین آلات بیشتر از آنچه که

کارفرمای دولتی در اختیار دارد باشد ،

تجربه نشان داده است که انجام کار به طریق مستقیم پرخرج تر از انتخاب یک پیمانکار خواهد بود.

قرارداد بر اساس برنامه ریزی پیشرفت کار ( Lump Sum )

بعضی از عملیات اجرایی را نمی توان در فهرست بها و یا براساس نقشه های اجرایی و حجم عملیات

ضمیمه قرارداد اندازه گیری نمود، بطور مثال در کندن چاه، چون مشخص نیست که چاه درچه عمق

به دبی مورد نظر میرسد، لذا معین نمودن مبلغی از قبل در این رابطه منطقی نبوده و حجم عملیات

در این قبیل موارد را نمی توان دقیقأ مشخص نمود. حالت دیگر زمانی است که نقشه های اجرایی

کار بطور کامل آماده نباشد ولی مجبور باشیم کار را شروع کنیم. در این حالت قرارداد براساس

پیشرفت کار بسته می شود. قرارداد براساس پیشرفت کار تقریبا شبیه قرارداد براساس فهرست بهاست

 ولی تفاوتهای زیر بین آنها وجود دارد:

 در قرارداد پیشرفت کار مقادیر مختلف کار دقیقا مشخص نبوده و یا به صورت تقریب و یا غیرمنطقی تعیین می‌گردد.

در صورتی که در قرارداد فهرست بها مقادیر کار بطور نسبتأ دقیق قبلأ محاسبه و برآورد شده است.

بیشتر توضیحات فهرست بها منضم به قرارداد براساس پیشرفت کاری است که توسط پیمانکار

می بایست انجام شود نه مقادیر و احجام دقیق آن .

هیچگونه تضمینی در مورد حجم کار مورد نظر وجود نداشته و احتمال منتفی اعلام شدن

آن نیز از طرف کارفرما متصور می‌باشد.

بطور معمول هنگام عقد قرارداد می‌بایست در دفترچه موافقتنامه قید گردد که قرارداد به صورت برنامه‌ریزی

پیشرفت کار است تا پیمانکار طرف قرارداد به مسئله قطعی نبودن مقادیر و قیمتها توجه کافی داشته باشد.

قیمتها بایستی به گونه ای تهیه شود تا در صورت افزایش، کاهش و یا حذف بعضی از اقلام ،

پیمانکار دچار ضرر و زیان نگردد.

اینگونه قراردادهای پیمانکاری بیشتر در کشف میادین نفت و گاز کاربرد دارد.

قرارداد براساس برآورد کلی یا قیمت ثابت

در این نوع قرارداد که قرارداد با قیمت ثابت نیز نامیده میشود یک قیمت کلی با توجه به مشخصات

و ابعاد کامل و نوع کار قبل از انجام تشریفات موافقتنامه برآورد و مشخص می‌گردد و کار به صورت کلی

و یا یکجا با قیمت تعیین شده به پیمانکار واگذار می‌شود .

در این نوع قرارداد میبایست مشخصات و نقشه ها دقیقأ و با جزئیات کامل مشخص گردد .

البته ممکن است فهرست بهایی هم برای این وضعیت تهیه گردد ولی نه به منظور قیمتهای واحد

بلکه برای اینکه پیمانکار بتواند با توجه به آن و چگونگی برآورد قیمت پیشنهاد قیمت خود را از روی آن

تجزیه و تحلیل نماید.

بطور معمول اینگونه قراردادهای پیمانکاری در موارد ذیل منعقد می‌گردد:

در حالتی که کارها بسیار بزرگ باشد.

کلیه نقش هها و جزئیات آن کار مشخص باشد.

احتمال هیچگونه ریسک بزرگی در کار وجود نداشته باشد.

احتمال هیچگونه تغییرات اساسی و یا تغییرات زیاد در حین کار وجود نداشته باشد.

هیچگونه تعدیلی به قیمتها تعلق نگیرد.

قرارداد براساس برآورد کلی معمولا در ساختمانهای تیپ، مانند واحدهای مسکونی انبوه،

پوششهای کارگاهها و کارخانجات و انبارها و بطور کلی سایر ساختمانهایی که دارای ابعاد مشخص بوده

و از نظر مسائل اجرایی خصوصیات پیچید های نداشته باشند و همچنین تهیه وسایل داخل ساختمان

مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش ضمن اینکه کارفرما دقیقا بودجه مورد نیاز کار را می‌داند

از نظر پیمانکار نیز مشخصات و هزینه انجام کار با توجه به سودی که برای خود منظور می نماید

از قبل تعیین شده است، البته میزان سود برای پیمانکار بستگی به چگونگی عوامل کار و

سایر عوامل مربوطه به پیمانکار خواهد داشت.

اشکال عمده این روش غیر قابل انعطاف بودن آن است چون به محض اینکه کارفرما یا مشاور بخواهند

در نقشه ها تغییراتی اعمال نمایند یا مسأله پیش بینی نشده ای در کار به وجود آید موافقت پیمانکار

در این خصوص لازم خواهد بود.

قرارداد بر اساس متر مربع زیربنا

به منظور تسهیل و تسریع در امور اجرایی کارهای ساختمانی که سطح زیر بنای آنها حداکثر

دو هزار متر مربع است، سازمان مدیریت و برنامه ریزی طی بخشنامه ای این نوع قرارداد را ابلاغ نموده است.

این نوع قرارداد را می توان با اندکی اختلاف مشابه قرارداد با مبلغ مقطوع به حساب آورد.

قرارداد کلید در دست ( Turnkey )

روش کلید در دست که به آن طراحی – ساخت ( Design and Construct ) و

یا ( Package deal ) نیز گفته می‌شود، مسئولیت طراحی و اجرا را بطور کامل بر عهده پیمانکار می‌گذارد

به قسمی که بعد از تکمیل پروژه، کارفرما فقط با چرخاندن یک کلید می تواند بهره برداری از تاسیسات

اجرا شده را آغاز نماید. در این حالت کارفرما یا مشاورین او فقط در فرایند مناقصه و نظارت عالیه

بر کار پیمانکار دخالت خواهند داشت. کلید در دست حد اعلای سپردن مسوولیت طراحی و اجرا به پیمانکار

را تداعی می‌نماید. بنابراین نیازی نیست که مشخص شود آیا یک نقیصه به دلیل طراحی غلط بوده یا

از اجرای ضعیف ناشی شده است و به عنوان یک قانون کلی، هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده

کار حادث شود مسئول پیمانکار خواهد بود.

استفاده از روش کلید در دست درگیری کارفرما را در فرایند طراحی و اجراء در مقایسه با سایر روشهای قراردادی

به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش داده و نقش او بطور عمده،

مدیریت قرارداد و بسته به مفاد موافقتنامه کلید در دست مرور و یا تائید کارهای طراحی خواهد بود .

تلفیق مسئولیتهای طراحی با اجراء همچنین امکان کاهش زمان کلی تکمیل پروژه یا به عبارتی

اجرای سریع ( Fast Track Construction ) را میسر می‌سازد همچنین با فراهم ساختن

امکان طراحی و اجرای اقتصادی می توان هزینه های پروژه را کاهش داد.

در روش کلید در دست مرحله مناقصه از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. در این مرحله کارفرما

بایستی نیرو و منابع زیادی را به منظور اطمینان از قابلیتهای پیمانکاران و کیفیت طرحهای پیشنهادی

آنها صرف نماید، همانطوریکه پیمانکار نیز بایستی وقت و انرژی زیادی برای تهیه پیشنهاد خود با اطمینان

از این نظر که قابل اجرا بوده و قیمت پیشنهادی سودآور میباشد، مصروف دارد.

این نوع قرارداد متضمن موارد زیر خواهد بود:

پرداخت ها در این روش ممکن است به صورت یک قلم یا فهرست بهایی باشد.

– در مراحل اولیه طراحی بایستی مشخصات فنی کامل و روشنی تهیه شود.

– کارفرما در بدو امر از نظر فنی و قراردادی، نیازها و الزامات خود را مشخص می نماید.

– بعد از انعقاد قرارداد، معمولا کارفرما در بحثها و مذاکرات موضع ضعیفی خواهد داشت.

– خواسته ها و الزامات کارفرما در مورد راه اندازی باید در قرارداد نوشته شود.

– بایستی ترتیبی اتخاذ گردد که هزینه طراحی انجام شده توسط پیمانکار در مرحله مناقصه نیز

در نظر گرفته شود.

البته در این روش ممکن است در محدوده و نیز روش کنترل کارهای طراحی توسط کارفرما منشاء بروز اختلاف گردد.

کارفرما ممکن است پیمان کلید در دست را فقط برای قسمت مشخصی از پروژه انتخاب نماید

که به عنوان نیمه کلید در دست( Semi-turnkey ) یا ( partial-turnkey ) معروف است.

در واقع بسته به میزان کاری که کارفرما به صورت مستقیم یا توسط مشاورین یا پیمانکاران دیگری

مستقل از پیمانکار کلید در دست انجام می دهد، مقدار مسئولیت کارفرما هم برای کاری که خود انجام میدهد

و هم هماهنگی با وظایف پیمانکار کلید در دست افزایش می یابد.

با توجه به اشکالی که پیمان کلید در دست در میزان واگذاری مسئولیتها به پیمانکار می‌تواند به خود بگیرد

روشهای قراردادی دیگری را بر اساس تنوع پروژه های صنعتی و نیاز کارفرما در اختیار تصمیم گیران قرار می‌دهد.

قراردادهای پیمانکاری EP و EPC

قراردادهای پیمانکاری EP ( طراحی–تامین تجهیزات ) و EPC ( طراحی–تامین تجهیزات–ساخت )

از قابلیتهای قرارداد ( Turnkey ) می باشد.

پروژه های بزرگ کشور دربخش انرژی با الگوهای مختلفی دنبال می شوند.

ملموس ترین الگوی کار پروژه های مطرح در صنایع پتروشیمی الگوئی است که در آن شرکتهای ایرانی

غالباً در الگوی، ( طراحی + تامین تجهیزات ) و یا ( EP ) در منطقه ویژه درگیر اجرای پروژه‌های متعددی می باشند.

الگوی مطرح دیگر برای اجرای پروژه صنعتی قراردادهای پیمانکاری طراحی و تامین تجهیزات و ساخت ( EPC ) می باشد.

اگر چه این قراردادهای پیمانکاری نسبت به قراردادهای پیمانکاری نوع ( EP ) برای کارفرما به لحاظ تداوم و پیوستگی مسوولیتهای

پیمانکار از ابتدا تا پایان کار دارای مزیت بیشتری است ،

اما از طرف دیگر با توجه به اینکه این قراردادهای پیمانکاری معمولاً بشکل فاینانس ( Finance ) تامین اعتبار و اجرا می گردند ،

تامین هزینه های ریالی در این شکل برای پیمانکار همراه با دشواریها و محدودیتهایی می باشد .

به همین دلیل ممکن است بخش اجرای پروژه و هزینه‌های ریالی مرتبط از قالب پیمان به صورت فاینانس خارج شده و الگوی ( EP ) مد نظر قرار گیرد.

قراردادهای پیمانکاری

همانطور که ملاحظه میشود پیمانهای EP و EPC دارای مشترکات و تفاوتهایی هستند.

در پروژه های ( EP ) یا ( EPC ) چه برای ارائه قیمت و یا پس از آن برای انجام کار،

طراحیهای بنیادی ( Basic Design ) لازم است که مطالعات اولیه پروژه و یا

( Feasibility Study ) همراه با طراحیهای محتوایی ( Conceptual Design ) انجام شده باشد.

بدون وجود چنین مطالعات مقدماتی که براساس آن شرح نیاز با طراحیهای محتوایی تثبیت گردیده باشد،

ارائه قیمت در فرصت محدود مناقصه ها میسر نمی‌شود. بعلاوه عدم تثبیت مبانی پروژه در مدارک مناقصه

منجر به ارائه پیشنهادات همسو توسط پیمانکاران نمی گردد که این وضعیت تصمیم‌گیری در مورد پیشنهادات

دریافتی را برای کارفرما دشوار می نماید.

اگر چه مراحل اجرای کار در جدول 1 به صورت مراحل متوالی نشان داده شده است اما باید در نظر داشت که در

پیمانهای EP یا EPC عملا مراحل کار با یکدیگر همزمانی دارند.

تمرکز مسئولیتهای مختلف مهندسی، تدارکات و تامین تجهیزات و نهایتاً اجرا در یک پیمان منفرد

این امکان را فراهم می آورد که پیمانکار با برنامه ریزی مناسب و اعمال هماهنگیهای داخلی بتواند

مراحل متوالی پروژه را به صورت موازی پیش ببرد که این قابلیت بارزترین مشخصه پیمانهای EPC  می باشد.

پیشبرد فعالیتهای پروژه به صورت موازی طبیعتاً سبب کوتاه کردن زمان پروژه و نتیجتاً کاهش هزینه‌ها می گردد.

مهمترین وجه تفاوت در قراردادهای پیمانکاری EP و EPC در بخش عملیات ساختمانی است.

در پیمان ( EPC ) مسئولیت پیمانکار از ابتدا تا انتها یکسره و یکپارچه است که این موضوع

برای کارفرما بسیار حائز اهمیت می باشد.

همچنین در این پیمان مسئولیت ساخت با پیمانکار اصلی ( GC –  General Contractor ) می‌باشد .

پیمانکار اصلی با استعلام از پیمانکاران محلی ومذاکرات نزدیک بعدی می تواند مناسبترین

پیمانکار اجرایی را انتخاب نماید.

نکته مهم در فرآیند این انتخاب این است که نرخهای پیشنهادی پیمانکاران جزء قابل بحث اند

اما برآورد ساعات کار (با اعمال ضریب بهره وری محلی ) نباید دور از برآوردهای مبنا باشد.

همچنین ارزیابی توان اجرایی پیمانکاران جزء به لحاظ در اختیار داشتن ماشین آلات، دفتر فنی و

مدیریت اجراء در بررسیها مورد نظر قرار می گیرد.

از طرف دیگر در پیمان EP کارفرما است که مسئولیت عملیات ساختمانی پروژه را بعهده می گیرد.

قبول این مسئولیت توسط کارفرما می تواند دو مشکل زیر را بهمراه داشته باشد:

1- انقطاع مسئولیت پیمانکار و ایجاد فصل مشترکهای اضافی در روند کار پیمانکار اصلی تا مرحله راه اندازی و تحویل نهایی پروژه.

2- تاخیرات احتمالی و کاهش کیفیت اجرا به دلیل محدودیتهای کارفرما.

انجام تغییرات تکمیلی در حین اجرای کار جزء طبیعت پروژه های بزرگ می باشد.

جذب این تغییرات تدریجی برای پیمانکار در پیمان EPC طبیعی و قابل پیش بینی است اما

انجام آن توسط کارفرما به دلیل محدودیت های مقرراتی مشکل تر می باشد.

همچنین هزینه‌های اضافی و ادعایی مرتبط همواره یکی از موضوعات بحث انگیز بین طرفین خواهد بود.

مسوولیت مدیریت اجراء، کنترل کیفی و کنترل پروژه بعهده پیمانکار است

و لیکن این مسئولیت در پیمان EP بعهده کارفرما می باشد.

همانطور که گفته شد پیمانکار اصلی در انتخابپیمانکاران جزء دارای انعطاف بیشتری است

در حالی که کارفرمای دولتی معمولاً به روش مناقصه و انتخاب بر اساس حداقل قیمت طبق مقررات عمل مینماید.

یکی از فصل مشترکهای مهم که در پایان کار اجرایی پیمان EP مطرح خواهد بود نقطه بازگشت مسوولیتها

به پیمانکار اصلی برای راه اندازی کار می باشد. بنابراین تعیین نقطه ( Erection Completion )

و قبولاندن آن در عمل به پیمانکار اصلی بر اساس مدارک و مشخصات فنی پروژه از مواردی است

که طبیعتاً به سادگی تحقق نمی یابد.

همچنین مشارکت اعضاء در مرحله راه اندازی پروژه در دو الگوی EP و EPC می تواند متفاوت باشد.

در پیمانهای EPC مشارکت پیمانکار اصلی GC در کار ساختمان و نصب پروژه و آشنایی تیم اجرایی وی

با جزئیات نصب سبب می شود که در مراحل پیش راه اندازی و راه اندازی پروژه مشارکت پیمانکار اصلی تداوم یابد.

اما نقش پیمانکار اصلی در مرحله راه اندازی پیمان EP کاهش یافته و عمدتاً محدود به اعزام کارشناسان

تکنولوژیک خواهد گردید.

قراردادهای پیمانکاری نوین مهندسی ( N.E.C. New Engineering Contracts )

تأمین اعتبار مورد نیاز طرحهای بزرگ ملی ، بستر سازی برای جذب سرمایه های بزرگ داخلی و خارجی و

همچنین سبک سازی تعهدات دولتی در سرمایه گذاری طرحهای بزرگ سبب گردیده است تا با توجه به

نوع و شیوه تأمین اعتبار طرحها و پروژه های بزرگ قراردادهای پیمانکاری نوین مهندسی با اشکال مختلف در کشورها

و از جمله کشور ایران تعریف و رسمیت بین المللی بیابد. در این قسمت چند نمونه از این قراردادهای پیمانکاری

که بیشتر مطرح می باشند مختصراً توضیح داده می شود.

قرارداد احداث، بهره برداری، انتقال ( BOT )

قرارداد احداث، بهره برداری، انتقال، یکی از جدیدترین قراردادهای پیمانکاری تامین مالی می باشد که از اوایل

دهه 1980 میلادی یعنی هنگامی که دولت ترکیه اعطای امتیاز چند نیروگاه را به مناقصه گذاشت به

رسانه های مالی راه یافت. استفاده از این تکنیک به ویژه در مورد تاسیسات زیربنایی به تدریج توسعه یافت.

بطوریکه هم اکنون این روش در کشورهای در حال توسعه مقبولیت زیادی یافته است.

در این روش ساخت و بهره برداری پروژه به مدت معینی توسط شرکتی که اصطلاحاً شرکت پروژه نام می‌گیرد،

انجام می‌شود و انتقال پروژه به کارفرما پس از طی مدت معینی و بعد از تحصیل درآمد لازم، تحقق می‌یابد.

در فرآیند اجرای طرح BOT بعد از درخواست رسمی کارفرما یا عوامل او برای توسعه و احداث پروژه‌هایی

به این روش، ابتدا سرمایه گذران بخش خصوصی به مطالعه و بررسی اسناد مناقصه و امکان سنجی اجرای پروژه و

ارائه پیشنهاد جهت شرکت در مناقصه می پردازند.

در مرحله بعد از مناقصه و انجام مذاکرات اولیه و پس از حصول اطمینان نسبی از به ثمر رسیدن آن،

سرمایه گذاران برگزیده شده برای انجام پروژه یک شرکت ( با مسئولیت محدود ) به عنوان ” شرکت پروژه “، تاسیس می‌نمایند.

این شرکت که در واقع صاحب امتیاز پروژه BOT محسوب می شود،

با سرمایه متولیان تشکیل می گردد. این سرمایه معمولاً بین 20 تا 30 درصد سرمایه لازم

برای توسعه پروژه خواهد بود. شرکت پروژه به منظور تامین بقیه سرمایه، اقدام به منعقد کردن

پیمانهای مالی با بانکها و موسسات مالی معتبر که علاقمند به اعطای وام در این زمینه می‌باشند

می‌نماید عقد موافقتنامه های لازم با کارفرما، پیمانکار اجرایی، شرکت بهره بردار و موسسات مالی

نیز از اهم وظایف شرکت پروژه می باشد . ا

ین شرکت معمولاً با عوامل کارفرما برای فروش و بهره برداری از محصول موافقتنامه ای

بر مبنای تحویل با شرایط بردار یا بپرداز ( Take or Pay )

یا دیگر شرایطی که وی را در مقابل خطرات ناشی از کاهش تقاضای محصول و در نتیجه

عدم کسب درآمد مصون بدارد، امضا می نماید .

در شرایط بردار یا بپرداز حتی موقعی که محصول را لازم نداشته و از آن استفاده نمی کند

هم باید حدود 80 % یا بیشتر از قیمت محصول را بپردازد .

این پرداخت به منظور جبران سرمایه گذاری انجام شده برای اجرای پروژه انجام می شود.

قابل ذکر می باشد که کارفرما بازپرداخت هیچ وامی را از طرف سرمایه گذاران یا متولیان  پروژه

تضمین نمی‌کند و با توجه به اینکه سرمایه گذاری مستقیم نیز از بودجه دولتی نمی باشد،

بنابر این فشار ناشی از استقراض کاهش می یابد و علاوه بر آن ریسکهای مربوط به ساخت و

تکنولوژیهای جدید بکار برده شده نیز به بخش خصوصی انتقال داده می شود.

همچنین دولت یا کارفرما علاوه بر موارد فوق در زمان ساخت پروژه و همچنین در زمان

بهره برداری پروژه توسط شرکت خصوصی منافع بسیاری از تجربه های بخش خصوصی را بدست می آورد.

بطور کلی مراحل اجرای پروژه به روش BOT بترتیب زیر می باشد:

1- تشکیل شرکت پروژه به صورت خصوصی با مسئولیت محدود توسط مجریان

پروژه و فروش سهام شرکت پروژه

2- تنظیم یک سند مالی جهت جمع آوری منابع مالی از طریق استقراض، اوراق قرضه و تعهد تامین منابع مالی

3- اجرای پروژه و بالطبع پذیرش ریسک های مرتبط توسط سهام داران

( شرکت پروژه خریدار، مالک و بهره بردار واحد مربوطه مثل نیروگاه خواهند بود )

4- بهره برداری و بازپرداخت وام توسط شرکت پروژه

انتقال پروژه پس از انقضای مدت به کارفرما

قرارداد احداث، تملک، بهره برداری ( BOO )

دراین نوع قرارداد سرمایه گذار خصوصی، نسبت به ساخت، تملک، راه اندازی و نگهداری پروژه برای

همیشه اقدام می نماید و عوارض، اجاره ها و سایر مخارج و درآمدهای ناشی از اجرای پروژه را به منظور

باز گرداندن سرمایه و سود جمع آوری می کند. در این نوع قراردادهای پیمانکاری دولت ممکن است بهره برداری و

نگهداری پروژه را به یک دستگاه سومی محول نماید منوط به آنکه تضمین لازم را به بخش خصوصی

تأمین کننده مخارج پروژه در خصوص متعهد بودن به اجرای قراردادهای پیمانکاری ( B.O.O ) و حفظ منافع سرمایه گزاری

اولیه بدهد. همچنین در این نوع قراردادهای پیمانکاری، دولت مختار است نسبت به خرید محصول و یا خدمات

ناشی از قرارداد ( B.O.O ) اقدام نماید.

قراردادساخت،تملک بهره برداری،انتقال ( BOOT-Build Own Operate Transfer )  

 در این نوع قرارداد پس از بهره برداری پروژه به کشور میزبان انتقال داده می شود.

قرارداد احداث، انتقال، بهره برداری ( BTO – Build Transfer Operate )

در این قرارداد سرمایه گذار خصوصی با احتساب مخاطرات ناشی از افزایش هزینه، تأخیر و

عملکردهای خاص، پروژه را می سازد و درحالی که دولت پس از راه اندازی پروژه به ظاهر مالک آن می گردد،

حق بهره‌برداری از پروژه به یک موسسه اجرائی (نمایندگی ) منتقل می گردد.

سرمایه گذار خصوصی پروژه را برای موسسه اجرائی (نمایندگی ) اداره می کند و به او اجازه داده می شود

که هزینه های مربوط به سرمایه گذاری خود را (اصل و فرع) در قالب یک توافقنامه دریافت نماید.

قرارداد احداث، اجاره، انتقال ( BLT – Build Lease Transfer )

در این نوع قرارداد، سرمایه گذار خصوصی، نسبت به ساخت پروژه اقدام نموده و دولت هزینه های سرمایه گذار

بخش خصوصی را از طریق اجاره دادن پروژه و تحت یک شرایط و برنامه توافق شده پرداخت می کند.

مالکیت پروژه پس از انقضای دوره اجاره به دولت برمیگردد.

قرارداد ساخت و انتقال  ( BT – Build Transfer )

قرارداد احداث و انتقال است که بهره برداری را کشور میزبان انجام خواهد داد و نسبت

به پرداخت اصل و فرع سرمایه اقدام می نماید.

قرارداد بیع متقابل ( Buy Back )  

این قرارداد که عمدتاً برای اجرای طرحهای نفت و گاز در ایران مورد استفاده قرار می گیرد،

در ردیف قراردادهای پیمانکاری خرید خدمت قرار می گیرد، شرکت سرمایه گذار خارجی، کلیه وجوه سرمایه گذاری

همچون نصب تجهیزات، راه اندازی و انتقال تکنولوژی را بر عهده می گیرد و پس از راه اندازی به کشور

میزبان واگذار می کند. بازگشت سرمایه و همچنین سود سرمایه شرکت سرمایه گذار از طریق دریافت

محصولات تولیدی صورت می گیرد. علت طبقه بندی قرارداد بیع متقابل در رده قراردادهای خرید خدمت

این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایه گذاری از محل مایعات گازی، نفت و فرآورده‌های

نفتی صورت می‌گیرد. همچنین پرداخت ها به صورت نقدی و غیر نقدی امکان‌پذیر می‌باشد.

این نوع قراردادهای پیمانکاری در کشورهایی که قوانین آنها هرگونه مالکیت بخش خصوصی و یا خارجی را به

صنعت نفت منتفی می‌داند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مهمترین ویژگی این گونه قراردادها به ترتیب زیر است:

شرکتهای خارجی نقش پیمانکار را ایفا می کنند.

وظیفه آنها تامین همه سرمایه مورد نیاز عملیات اکتشاف و توسعه، نوسازی و بازسازی میادین می باشد.

کلیه مخارج و هزینه هایی که پیمانکاران متحمل می شوند، به همراه بهره سرمایه های بکار گرفته شده

و نرخ سود توافق شده از درآمد حاصل از فروش نفت یا گاز باز پرداخت خواهد شد.

نرخ بازده سالیانه سرمایه گذاری متناسب با پروژه متغییر بوده (معمولاً حول و حوش 20 درصد است) و

در قالب اقساط مساوی به  پیمانکار پرداخت خواهد شد.

پس از پایان دوره پرداخت اصل و بهره سود سرمایه گذاری ،

پیمانکار دارای هیچ گونه حقی در میادین نفت و گاز کشور میزبان نخواهد بود.

همچنین پس از پایان دوره عملیات اجرایی پروژه، راه اندازی تولید و شروع تولید، کشور میزبان

کنترل عملیات را برعهده خواهدگرفت و مسئول تامین هزینه عملیات جاری خواهد بود.

پیمانکار خارجی در این سرمایه گذاری های مشترک فاقد سهم می باشد.

در این نوع قرارداد پروژه ها فاقد خطر پذیری اکتشاف می باشد. زیرا همگی در میادینی که دارای

ذخائر اثبات شده نفت و گاز هستند به اجرا درخواهند آمد. ضمناً، خطر پذیری قیمت به کشور میزبان

منتقل شده است و کشور میزبان پرداخت وجوه مورد توافق را تضمین کرده است.

با این حال پیمانکار وظیفه تامین مالی طرح (به صورت کامل)، مسوولیت اجرایی و مهندسی،

مسئولیت سفارشات، ساخت و نصب، به تصویب رساندن توسط کشور میزبان بوسیله کمیته مشترک مدیریت،

انتقال تکنولوژی، آموزش و راه اندازی و تحویل میدان پس از توسعه آن به کشور میزبان را بر عهده دارد

و کلیه مراحل مذکور تحت نظارت فنی و مالی کشور میزبان صورت می گیرد.

قراردادهای پیمانکاری تامین ( مشارکت ) مالی ( فاینانس ) ( Finance )  

در پایان با توجه به اینکه در حال حاضر تعدادی از انواع قراردادهای تعریف شده می بایستی

منبع مالی خود را از طریق غیر دولتی توسط پیمانکاران و یا سرمایه گذاران بخش خصوصی و یا

از بانکها تهیه نمایند به توضیح رایجترین شکل قرارداد تامین مالی (مشارکت) یعنی فاینانس می‌پردازیم.

قراردادهای تامین مالی میان ارائه کننده تسهیلات و استفاده کننده از تسهیلات پس از انجام مذاکرات لازم

و قبول مفاد آن از سوی طرفین منعقد می گردد و بطور کلی شامل مفادی است که حقوق، مسئولیتها و

تعهدات طرفین را بطور شفاف معین می سازد.

به دلیل آنکه طرفین این قراردادها در دو یا چند کشور با حوزه قضایی متفاوت مستقر می باشد.

چگونگی تنظیم بندهای حقوقی و قوانین حاکم و محل رجوع حل اختلاف از اهمیت بسزایی برخوردار است

و لذا عمدتا این قراردادهای پیمانکاری توسط مشاورین حقوقی تنظیم و انشاء می گردد. بطور کلی این قراردادهای پیمانکاری شامل

بندهای مربوطه به تعاریف، مبلغ تسهیلات، چگونگی استفاده از تسهیلات، مهلت بازپرداخت و

چگونگی انجام آن، چگونگی حل اختلافات قوانین حاکم و مراجع رسیدگی به اختلافات و غیره می‌باشند.

پس از انعقاد قراردادهای پیمانکاری تامین مالی، اسناد و مدارکی مبادله می گردد که متعاقب آن قراردادهای پیمانکاری قابل اجرا می گردد.

تسهیلات گیرنده موظف است مجوزهای رسمی و قانونی امضاء قراردادهای پیمانکاری اخذ تسهیلات توسط نمایندگانش را

به همراه نظریه حقوقی از یک موسسه حقوقی معتبر مستقر در کشور خود مبنی براینکه مفاد قراردادهای پیمانکاری

قوانین و مقررات داخلی کشور وام گیرنده را نقض ننموده است را ارائه نماید. به علاوه نسخه ای از قراردادهای پیمانکاری

تجاری منعقده بین صادرکننده کالا و خریدار که موضوع اصلی تامین مالی می‌باشد ؛ بایستی ارائه گردد.

تسهیلات گیرنده موظف است در خصوص چگونگی بازپرداخت تسهیلات اخذ شده تضمینهای لازم را ارائه نماید.

نوع و صادر کننده تضمین مورد نیاز توسط موسسات تضمین اعتبارات اعطایی صادراتی تعیین می گردد

که در حال حاضر ضمانت دولت مورد درخواست می باشد .

قراردادهای پیمانکاری فاینانس در منابع نفتی بدین مفهوم است که یک بانک یا موسسه تجاری خارجی وامی را به منظور

عملیات معینی به کشور صاحب مخزن نفتی می پردازد و در واقع کنترلی روی نوع هزینه کردن آن ندارد و

تعهدی هم برای به ثمر نشستن طرح نخواهد داشت، بلکه در سررسید پولهایش، اصل و فرع آن را از دولت

یا بانک تضمین کننده قراردادهای پیمانکاری دریافت می نماید.

نقاط قوت

در صورتیکه امکان دستیابی به نرخهای پایین و به صورت بلند مدت از منابع مالی

وجود داشته باشد این روش بسیار مفید است.

چنانچه محصولات تولید شده به صورت کوتاه مدت با سود بیشتر از سود فاینانس

فروخته شود این روش موثر خواهد بود.

نقاط ضعف

روش فاینانس یک روش کوتاه مدت انتقال سرمایه به کشور است زیرا پس از فرارسیدن

موعد بازپرداخت وام باید اصل سرمایه به همراه سود آن برگشت داده شود. به همین علت

دریافت وام ارزی فقط در صورتی دارای توجیه اقتصادی است که نرخ بازدهی سرمایه گذاری

بیش از نرخ وام دریافتی باشد. منافع حاصل از دریافت وام ارزی فقط اختلاف بین بازدهی

طرح مورد نظر با نرخ بهره پرداخت شده برای وام می باشد.

در یک دهه گذشته غالبا اعتبارات فاینانس از طریق دولت یا شرکتهای دولتی صورت گرفته و

به پروژه های خاص دولتی اختصاص یافته است. ناکارآیی دولت در تخصیص منابع باعث می‌شود

بسیاری از طرحهای بدون توجیه اقتصادی، از این اعتبارات بهره‌مند گردند و دولت در بازپرداخت

بدهیهای ارزی با مشکل مواجهه گردد.

دریافت وام های ارزی در اقتصاد ایران که همواره به واسطه تغییرات قیمت نفت از نوسانات زیادی

در درآمدهای ارزی برخوردار است دارای ریسک بالایی می‌باشد.

جذب سرمایه گذاری خارجی عمدتا با انتقال تکنولوژی صورت می گیرد انتقال تکنولوژی به کشور هم

از نظر افزایش قابلیت صنعت کشور با کالاهای خارجی و هم از جهت انباشته شدن سرمایه انسانی در

نیروهای تحصیل کرده کشور از اهمیت بسیاری برخوردار است در حالیکه دریافت اعتبارات فاینانس

فقط جذب سرمایه فیزیکی محسوب می‌گردد و کشور از انباشته شدن سرمایه انسانی محروم می‌گردد.

منبع : کتاب مدیریت طرحهای عمرانی – مهندسین مشاور طرح جامع

موضوع : انواع قراردادهای پیمانکاری

آرش بیاضیان سرکندی

کارشناس ارشد مدیریت پروژه های فناوری و اطلاعات

مشاور و مجری دفتر مدیریت پروژه ( PMO ) در سازمان ها

مدرس دوره‌های مدیریت پروژه

نوشته‌های تازه

Summary
انواع قراردادهای پیمانکاری
Article Name
انواع قراردادهای پیمانکاری
Description
جهت اجرای پروژه‌ها، قراردادهای پیمانکاری انواع مختلفی دارد که هرکدام دارای مزایا و معایبی است.
Author
Publisher Name
موسسه مدیریت و کنترل پروژه فراهمراهان
Publisher Logo
2019-05-05T09:17:42+03:30